گفتگو |
عکس-ورزش-سرگرمی-غیره
|
|
منوي اصلي
نوشته هاي پيشين
جستجو
پيوندها
لوگوي وبلاگ
![]() تماس با من
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: طراح قالب
Powered By BLOGFA.COM |
بین نظرات خوانندگان امروز یه چیزایی بود که آدمو بد جوری متاثر می کنه. یکی به اسم سمیرا اومده و حرفهایی زده که به عمرم از کسی نشنیده بودم. فاشیست ـ تروریست ـ احمق وطن فروش ـ ترسو.
نمی دونم که این سمیرا چه جوری راجع به من و خودش و آدمای دیگه فکر می کنه. اما تصور نمی کنم منی که به جای مطالب بی نتیجه دارم راجع به مملکتم می نویسم و اونقدر جرات دارم که از یه حکومت توتالیتر انتقاد کنم شایسته القاب وطن فروش و ترسو باشم. به هر حال امیدوارم که سمیرا باز هم اینجا بیاد چون من دوست دارم که بیشتر خواننده هام مخالفانم باشن. نظر شما راجع به نوشته های من چیه؟ |+| وبلاگ های عشقی یا قارچ
اين چند وقت توي وبلاگ هاي مختلف سرك كشيدم. اما هيچي دستگيرم نشد. همشون پر شدن از قصه هايي از عشقاي نافرجام. نه كه بد باشه , نه. ولي انگار هر كي توي عشق و عاشقي شكست مي خوره ياد وبلاگ نويسي مي افته. البته من مشتري يكي دو تا از اين وبلاگ ها هستم و دايم به اونا سر مي زنم, اما اين كارو فقط به خاطر اين انجام ميدم كه چيز ديگه اي توي اونا پيدا كردم.(مثل هميني كه براش لينك گذاشتم)مي دونيد چرا همه جا پر شده از اين چيزا؟ چون همه مردم يك بعدي فكر ميكنن. چون يه چيزايي براشون عقده شده و تمام فكر و ذكرشون رو مشغول كرده. اين وسط هر كسي كه با استعداده وبلاگ نويس ميشه. البته بحثي نيست كه اين مسايل توي زندگي هر كسي نقش مهمي بازي ميكنه , اما فكر مي كنيد بايد اونقدر بهشون بها بديم كه به راحتي تمام ظرفيت مغزمون رو اشغال كنن؟در اين مورد من با نظر فرويد موافقم. عكس العمل هاي اين چنيني حاصل غرايز سر كوب شده ماست. مشكل از عشق و عاشقي نيست , اين مساله هميشه و همه جا بوده, مشكل اينجاست كه ما بيش از حد در اين مورد حساس شديم و به راحتي از اون ضربه مي خوريم.بشتابيد براي موافقت يا مخالفت....(ترجمه: فدات شم , نظر بده)لطفا در نظر سنجي پست قبلي هم شركت كنيد. |+| فراخوان
دوستان عزیز
می خوام یه لطفی کنید و توی این نظر سنجی شرکت کنید: تعریف شما از دختر ها چیست؟ مهم نیست که دختر باشید یا پسر فقط تعریف خودتون رو از جنس دختر بنویسید. من نتایج این نظر سنجی رو برای تدوین یک مقاله یا یک داستان می خوام. |+| فردا تولد يكي از دوستامه. متاسفانه به دلايل امنيتي نمي تونم اسمشو بنويسم , يعني در موقعيت اسمشو نبره, و به زبان گويا تر مي ترسم سرم رو در اين راه از دست بدم.به هر حال....... جون تولدت مبارك ![]()
مي بخشيد ما وسعمون همين قدره. اميدوارم اونقدر زنده باشي تا قطع نسل بشر رو به چشم ببيني.(همانطور که قطع نسل دایناسورها رو دیدی |+| برنامه جدید
از امروز سعی میکنم اخبار ماهواره رو هم بین مطالبم جا بدم. |+|
اولی: کجا داریم می ریم؟
دومی: یه جای دور! ــ کجا؟ ــ یه جای خوب. ــ آخه کجا؟ ــ یه جایی که نه دردی باشه, نه رنجی, نه تاریکی اذیتت کنه, نه دست زورگوها بهت برسه. در مقصد: |+|
قالب وبلاگم رو الآن عوض کردم ولی هنوز ازش مطمین نیستم.
|+| آهای تویی که داری نوشه من رو می خونی, واقعيتي يا توهم
چند سال گذشته. چند سال از روزي كه متوجه يه اشتباه شدم. خيلي سخت بود. بعد از سالها زندگي با يكي بفهمي كه اون هيچي نيست. يه خياله , يه تصور بي پايه. اونم كسي كه فكر مي كردي حقيقت محضه. يه گردش صد و هشتاد درجه اي (ولي نه خيلي سريع). البته هيچ وقت قبطه نمي خورم كه چرا چند سال به يه دروغ بزرگ دل بسته بودم, چون ميدونم خيلي ها تا آخر عمر نمي فهمن كه با توهم زندگي كردن.هنوزم از مطمين صحبت كردن مي ترسم. تا حالا چندين بار نظرم رو عوض كردم , بازم ممكنه. اما حالا ديگه خيلي چيزا رو ميدونم. ميدونم چطوري فكر كنم, قدرت استنتاجم هم زياد شده. آماده هر نوع مقابله (منطقي) هستم, اما بازم مي ترسم نه از اينكه اشتباه كرده باشم, از اينكه به كجا برسم. خيلي فكر ميكنم اما با تمام اين احوال هنوز براي خودم مرزبندي هايي دارم. هنوز نميتونم راجع به يه سري چيزا فكر كنم. شايد چون نتيجه اونو از حالا حدس ميزنم. مطمينم بعد از اينكه مرزها رو بشكنم و به يه نتيجه قطعي برسم از اون پشيمون يا ناراحت نميشم, بارها اين كار رو تجربه كردم, اما تا پا پيش نذاشتم مي ترسم. يه نمونه دقيقش موضوع «واقعيته». اينكه واقعيت چيه؟ چي اصالت داره؟هميشه فكر مي كنم يه روزي به اين نتيجه برسم كه هيچ چيزي اصيل نيست يا حداقل اون چيزايي كه ما فكر مي كنيم واقعيت نداره. درست مثل همون دروغ بزرگي كه گفتم و توي زندگي بيشتر آدما هست. مثل داستان بوف كور هدايت. تمركز روي آدما حالم رو بد ميكنه. زندگيشون عجيبه , صبح كه پا ميشن مي خورن, بعد كار ميكنن, بعد مي خورن, بعد كار ميكنن, بعد بازم مي خورن وبعدش يه مقدار مي خوابن. البته اين وسط يه كار مهم ديگه هم ميكنن!!!به يه چيزايي اعتقاد دارن ولي خودشونم نمي دونن چرا؟ كار ميكنن تا بخورن, مي خورن تا بخوابن, مي خوابن تا بتونن كار كنن. به قول هدايت: «همه آنها يك دهن هستند كه يك مشت روده به دنبال آن آويخته و منتهي به آلت تناسليشان ميشود.» باخودم ميگم اگه بتونم چندتا شون رو تغيير بدم كار مثبتي كردم , بعد پشيمون ميشم, ميگم چي كارشون داري, اونا كه همينجوري خوشن, بذار زندگيشونو بكنن. ولي بازم تحمل نمي كنم, نمي تونم در مقابل دروغ بي تفاوت باشم, اشتباه رو ببينم و از كنارش بگذرم. هر چقدر كه طرز تفكرشون اذيتم ميكنه, از تغييرشون لذت مي برم.بازم مي ترسم چون چيز خوبي نمي تونم بهشون بدم, فقط در مقابل چيزايي كه فكر مي كنم بده مقاومت ميكنم, نمي دونم چي راسته, فقط مي تونم دروغ رو تشخيص بدم به همين خاطر هم شكل زندگيم خيلي فرقي باهاشون نداره. دوست دارم يه روزي بتونم حقيقت رو هم كاملا بشناسم, تا زندگيمو تغيير بدم, تا زندگي ديگران رو هم درست كنم. زندگي ديگران رو درست كنم تا بتونم تو يه محيط خوب زندگي كنم. بازم گير كردم , بعدش چي كار كنم؟خوب شايد اين رو همون موقع فهميدم!!! نوشته شده توسط خودم در ارديبهشت 1384 خیلی دوست دارم نظرتون رو راجع به این متن بدونم. |+| دو قطعه شعر از فريد قدمي
آدمها هركدام شبيه خودشان مي ميرند من با آدم برفي موافقم *************** دنباله باد بادكي نيستم كه مادرم هوا كرد حق راي ندارد |+| همکاری همکاری ما داریم می آییم
برای بده بستونه لینک همه جوره در خدمتیم. فقط اعلام آمادگی کنید بقیش با من. با احترام
|+| زمانی نزدیک, همین امروز
زماني دور در ايرانشهر همه در بيم نفس در تنگناي سينه ها محبوس همه خاموش
و هر فرياد در زنجير و پاي آرزو در بند هزاران آهنگ و آواي خروشان بود و شب خاموش فضاي سينه از فرياد ها پر بود و لب خاموش
و باد سرد - چونان كولي ولگرد به هر خانه، به هر كاشانه سر مي كرد و با خشمي خروشان شعله روشنگر انديشه را - مي كشت شب تاريك را تاريكتر مي كرد . ... *** ... در آن دوران در ايرانشهر همه روزش چو شبها تار همه شبها ز غم سرشار
نه در روزش اميدي بود نه شامش را سحر گاه سپيدي بود نه يك دل در تمام شهر شادان بود
خوراك صبح و ظهر و شام ماران دو كتف اژدهاك پير مدام از مغز سرهاي جوانان - اين جوانمردان - ايران بود
- جوانان را به سر شوري ست توفانزا - اميد زندگي در دل - ز بند بيدگي بيزار و اين را آژدهاك پير مي دانست از اينرو بيشتر بيم و هراسش از جوانان بود حمید مصدق |+|
اخبار حیاتی امروز:
حداد عادل گفت: اگر هیچ دستگاهی نظارت نکند و رهبر ناظر نباشد سیاست های نظام بی اثر می شود. جالب اینجاست که در این کشور همه ارگانها یا ناظرند یا بیکار یا نهایتا خرابکار. مجلس که بیکاره, خبرگان که بیکاره, رییس جمهورهامون هم تابه حال بیکار بودن از این به بعد خرابکارن, شورای نگهبان و تشخیص مصلحت هم که ناظرن, اون بالا بالایا هم که ترکیبی از هر سه. |+|
دیروز یه جایی خوندم که کشور ما ۷۰ میلیون جمعیت داره ولی ۹۰ میلیون شناسنامه صادر شده (۹۰ میلیون برای افراد زنده). البته این خبر از طرف وزارت کشور منتشر شده پس باید معتبر باشه.
آخیش خیالم راحت شد, به این ترتیب تکلیف اون ۱۷ میلیون رای که به احمدی نژاد داده شده معلوم شد. احتمالا با این حساب برای هر برادر بسیجی دو شناسنامه برای هر روحانی و اعضای خانواده ۳ شناسنامه برای هر عضو شورای شهر ۴ تا و برای اعضای مجلس شورا, خبرگان و شورای نگهبان ۵ شناسنامه, بری باقیمندگان عهد دایناسورها (در قم) ۱۰ شناسنامه وبرای اون بالاتری ها به میزان لازم شناسنامه صادر شده. خیلی باحاله ها. به اعتقاد من این روستای برره آیینه تمام نمای مملکت ماست. خوش باشید. (اگر اجازه دادن) |+| خبر, خبر
به نظر موج جديد فيلتر كردن وبلاگها و سايتها شروع شده. خدا بخير بگذراند.
|+| ديگر خيالم از همه سو راحت است ............................. من ميتوانم از فردا در كوچه هاي شهر كه سرشار از مواهب ملي است و در ميان سايه هاي سبك بار تيرهاي تلگراف گردش كنان قدم بردارم و با غرور, ششصد و هفتاد و هشت بار به ديوار مستراح هاي عمومي بنويسم: خط نوشتم كه خر كند خنده فروغ فرخزاد
|+|
اول باید از دوستانی که به من سر می زنن و نظراتشون رو برام می ذارن تشکر کنم.اگر مطلب خاصی به ذهنتون میاد حتما برام بفرستید سعی میکنم همینجا درجشون کنم, اینکه موافق من باشید یا مخالف, هم اصلا مهم نیست.
از علیرضا, نیکا, عباس, مسعود که نظر دادن و افشین که برام ایمیل داده تشکر میکنم. آقا میگن به احمدی نژاد گیر نده. باور کنید من گیر نمیدم اون خودش جای گیرش بالاس میاره میده دست ما. |+| بوف کور
راستش هر چي فكر ميكنم مي بينم نميشه توي وبلاگي كه من مي نويسمش صادق هدايت رو كنار بذارم. به همين خاطر همينجا براتون كتاب بوف كور رو به صورت زيپ شده گذاشتم , تاوجدانم راحت بشه.براي خوندنش بعد از دانلود و باز كردن فايل notepad حتما رايت كليك كرده و صفحه را به شكلright to left كنيد. اين متن رو از جاي معتبري بر نداشتم ولي با چند نسخه معتبر مقايسه كردم, مشكلي نداره. تا چند وقت ديگه هم ليست كتابها و چيزاي ديگه اي رو كه براي دانلود گذاشتم به شكل جداگانه توي يه صفحه در اختيارتون قرار ميدم. هركسي متن كامل كتاب توپ مرواري رو داره يا ميدونه از كجا ميشه دانلود كرد منو بي خبر نذاره. ممنون....... خوش باشيد (اگر امكانش بود).
|+| اين هنر نيست كه وقتي خوشحالي , اونو بروز بدي, هنر اونه كه وقتي دلتنگ شدي كسي از از اوضاع و احوال دلت خبردار نشه.به قول يكي كه نميدونم كيه: چه نجيب اند دل هاي اندوهگيني كه اندوهشان آنان را آزاد مي گذارد تا آواز شادي سر دهند.البته بعضي وقتها اگه چيزي به كسي نگي مي تركي.ولي به كي؟ اگه كسي رو كه مي خواي پيدا نكني, اون وقت اون درد تبديل ميشه به دردي كه به قول هدايت, مثل خوره روح آدم را توي انزوا ميخوره.
|+| دنیای رجاله ها
يه نگاه به دور و برت كه مي كني ميبيني كه آدم ها چقدر با هم فرق ميكنن.از بعضياشون خوشت مياد , بعضياشون رو هم نمي توني تحمل كني.ولي در كل خود من خيلي وقتها حالم ازشون بهم مي خوره.مخصوصا اونايي كه تكليفشون با خودشون هم معلوم نيست, البته اين وسط خودمو ازشون جدا نمي كنم, در نهايت من هم مثل آدمهاي ديگه هستم.فكر ميكنم بهترين تعريف از اين آدمها رو بايد از زبان صادق هدايت خوند. اونجايي كه ميگه: "همه آنها يك دهن هستند كه يك مشت روده به دنبال آن آويخته و منتهي به آلت تناسليشان ميشود."واي كه چقدر امروز احساس فلسفه ميكنم.
|+| سیاوش قمیشی رییس جمهور رم
همچنان , خوش اومديد.امروز خبر خيلي جديدي نيست.ولي چندتا مطلب هست كه بايد بگم.اول اينكه آلبوم جديد سياوش قميشي چند وقتي كه اومده, البته گفتم كه خبر جديدي نيست, همينو بگم كه يكي دوتا از آهنگاشو شنيدم, ارزش گوش كردن داره.دوم اينكه ديروز تو صفحه اول روزنامه ايران يه عكس خفن چاپ كرده بودن, نه بابا بي خودي علامت تعجب رو سرتون در نياد, آخه روزنامه ايران و اين حرفا, قضيه از اين قرار بود كه يه عكس از احمدي نژاد چاپ كرده بودن كه آقا در ادامه روند تقليد از قديمي ترها اين بار سنگ بزرگ برداشته بودن, توي اين عكس احمدي نژاد در حالي كه با تقليد از محمدرضا شاه انگشت اشاره خودش رو به نشانه تحديد بالا برده بود, اين تيتر رو در كنار خودش مي ديد: رييس جمهور: دوره زورگويي به پايان رسيده است. باور نداريد اين هم لينك صفحه اول ايران ۵/۷/۸۴ مطلب سوم هم اينكه خيلي وقته بازي هاي تيم آ-اس-رم رو از تلوزيون پخش نكردن و حسابي ضد حالمون كردن , چند وقت پيش هم كه قرار بود يكيشو پخش كنن زدن زيرشو تو كف مونديم.(يعني اينكه ما هم طرفدار رم هستيم.)فعلا........ |+| صفحه جدید
صفحه اندرز هم از امروز اضافه شد.البته منظور من از قرار دادن این صفحه نصیحت نیست.ببینید احتمالا می پسندید.
|+| آغاز سال تحصیلی جدید
سال تحصيلي هم شروع شد.من كه خيلي خوشحالم چون بيشتر تابستون رو به علافي گذروندم و تازه از حالا به بعد مي تونم وبلاگم رو از سايت دانشگاه خيلي راحتتر آپديت كنم. خوب اينكه پرسيدن نداره! بيشتر مردم از برقراري عدالت نگرانند و حتي شب خوابشون نمي بره چون ممكنه بعد از برقراري عدالت تعدادي دستهاي بريده شده و سرهاي بي پيكر و بدنهاي كتك خورده و دختران اسير بر جا بمونن. با توجه به اينكه اكثر مردم انسانهاي ظالمي هستن, طبيعي كه نگران باشن. |+| صفحه جديد
حتما صفحه شعر و ادب رو ببینید. توش از اون شعرای کشکی نذاشتم.
|+| بوندس لیگا
حتما ديروز بازي بايرن_هامبورگ رو ديدين.علي كريمي يك نيمه بازي كرد و بد هم نبود ولي نمي شه گفت خوب بود.بايرن اولين شكست اين فصلش رو متحمل شد و بايد بگم جاي مهدي مهدوي كيا به دليل مصدوميت در هامبورگ خالي بود.
|+| دموکراسی ازنوع توپش و تفنگش و اتمیش
اين ريس جمهور ما هم عجب اعجوبه ايه ,بعضي ها هستند كه خودشونو طرفدار حقوق جوونها نشون ميدن و كلي حرفهاي خوب ميزنن بعدش در عمل هر كاري كه ميخوان مي كنن ولی اين بابا(احمدي نژاد رو ميگم) اصلا اين چيزا حاليش نيست, حتي حرفهاي خوب هم نمي زنه, هر وقت هم ازش راجع به جوونها و آزاديشون و لباس پوشيدنشون ميپرسن ميگه مسايل مهم تري وجود داره, آخه بابا جون مگه اينا مساله نيست, اگه يه جواب كوچولو به اين سوالا بدي مسايل مهم تر فرار كه نمي كنن. بدبختي بزرگ اونجا بود كه يه عده اي هم گير داده بودن مگفتن بايد بريم به اين آقا راي بديم.اينم نتيجش, تازه اين اولشه. حالا اگه احيانا خداي نكرده دوست داريد يه عكس از رييس جمهور محبوب داشته باشين اينجا كليك كنيد.[خيلي مهمه ها] |+| سلام, رسما از امروز شروع كردم
اول بايد يه توضيح بدم كه اين تجربه اول من تو وبلاگ نويسيه و فكر ميكنم براي موفقيت به كمك شما نياز دارم پس لطفا دريغ نكنيد.خودم پيشبيني ميكنم كه وبلاگ گفتگو(84) يه چيزي ميشه تو مايه هاي روزنامه هاي صبح كه در مورد همه چي توش مطلب پيدا ميكني.اما يه فرقي ميكنه: سانسور نداريم.
باز هم ميگم وبلاگي كه اسمش گفتگو باشه نبايد فقط يه نويسنده داشته باشه آخه گفتگو كه يه طرفه نميشه. دليل اينكه دايم 84 رو جلوي گفتگو مي نويسم اينه كه متوجه شدم متاسفانه يا خوشبختانه يه وبلاگ ديگه هم به نام گفتگو(البته بدون84) وجود داره ولي به هر حال مطالب اون وبلاگ با مال من فرق ميكنه. خيلي خوب حالا يه سؤال بي ربط مي پرسم تا گفتگو رو از روزاي اول شروع كنيم.اگه كسي ميدونه تاسيس يك ISP توي تهران تقريبا چقدر هزينه مي بره و همچنين اينكه براي ثبت ISP بايد به كجا مراجعه كرد لطفا بگه. |+| |
|
|