تبليغاتX
گفتگو
عکس-ورزش-سرگرمی-غیره
بیچاره یزید 

عاشورایی دیگر در راه است. وقت آن رسیده که برای سالار شهیدان اشک بریزیم و بر سر و سینه بزنیم. برای سرور آزادگان.
به راستی آزادگی مقام والایی است که نمی توان به آسانی بدست آورد. اما ما از حسین چه می دانیم. چقدر یزید را می شناسیم. چرا گریه می کنیم. بزرگداشت انسان های آزاده نیکوست
, ولی انسان آزاده چه تعریفی دارد.
می دانم بسیاری از شما که این نوشته را می خوانید
, تعصب شدیدی نسبت به امام حسین دارید. اما می خواهم شما را به همان حسین قسمتان بدهم که به سخنان من گوش کنید و در مورد آن فکر کنید.
آنچه که از واقعه عاشورا نقل شده متشکل از دو بخش است. قسمتی که به کل خرافات محض است و برای عاقلان به راحتی قابل تشخیص. قسمت دیگر بویی از حقیقت برده اند. یا واقعیتند ویا امکان وقوع چنان مسائلی وجود داشته. می دانیم به جز انگشت شماری انسان بی دفاع مانند علی اصغر نوزاد بقیه کشته شدگان توان دفاع از خود را داشته اند. و البته در جنگ چنین ماتفاقاتی غیر قابل پیشگیری است.
پس از جنگ هم باقی ماندگان کاروان حسین را به شکل اسیر به مدینه بردند. اما این اسارت چگونه اسارتی بود. چقدر طول کشید. چه بر سر اسرا آمد.همه اینها در تاریخ مشهود است.
حال فرض کنید جای حسین و یزید در این جنگ عوض می شد. حسین با یزید چه می کرد. با خانواده او چه می کرد. آیا خانواده او را به بردگی نمی برد. آیا با آنها همان کاری را نمی کرد که اعراب با ایرانی ها کردند.
برای توضیح عرض می کنم
, حاج شیخ عباس قمی به نقل از حسین بن علی(امام سوم) در "سفینه البحار و مدینه الاحکام و الآثار" چنین می نویسد:

"ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما بدتر است. ایرانی ها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد, زنانشان را بفروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت."

شاید قول جعلی باشد, اما چه تفاوت دارد. می دانیم که امامان ما کنیزان و غلامان ایرانی داشته اند. در دینی که مروج فرهنگ برده داری است این اصلا" عجیب نیست. حتی امام چهارم فرزند کنیزی ایرانی بوده که بنا به قولی(نا معتبر) دختر یزدگرد سوم بوده.(کنیز در اسلام برای مرد حلال است)
حال فکر می کنید حسین در برابر خانواده یزید مرامی به غیر از این پیش می گرفت؟
ولی یزید چنین نکرد. آیا برای یک انسان خونخوار ناممکن بود که تمام تبار حسین را در همان کربلا قتل عام کند. مگر علی اصغر و قاسم کشته نشدند. دیگران را هم همانگونه توجیه می کرد. ولی این کار را نکرد.
آیا او نمی توانست مانع سخنرانی های پر شور زینب شود ویا زین العابدین را به جرم و بهانه ای بر دار کند ؟
"قصه می گوید
, می توانست اگر می خواست."
اما او خلیفه مسلمین بود و در جامعه عرب وجهه ای داشت که حسین نداشت.اگر به چهره سپاه او نگاه کنیم همگی از بزرگان دین در زمان خود بودند. نام تک تک آنها در تاریخ عرب و اسلام نامی تاثیر گذار بود. ابن سعد فرزند سعد بن ابی وقاص _ کسی که پیامبر خطاب به او گفت:مادرم به فدایت سعد و فاتح ایران_ بود. شمر ضمن اینکه یکی از مشایخ بزرگ و پر طرفدار بود با حسین خویشاوندی داشت و به نوعی دایی حضرت ابوالفضل بود که چه تهمت های ناروا که بر او نرفته است.. و دیگران هرکدام برای خود عظمتی داشتند که هیچ کدام از یاران حسین را نمی توان با آنها قیاس کرد.
از طرفی فرض کنید که حسین پیروز می شد. فکر می کنید چه اتفاقی می افتاد ؟ مگر پدرش_ با آن عظمت_ زمانی که در راس حکومت بود چه کرد که از پسر چه انتظاری داشته باشیم.

زمانی که علی پا در رکاب خلافت نهاد اعراب از کشور گشایی و قدرت به زیر آمدند و گرفتار یک سلسله از جنگ های داخلی و تخریبی شدند. بزرگان دین که تا آن روز با هم توافق داشتند دچار اختلاف شدند و بسیاری از پایه های اسلام گرفتار آتش انتقام او شدند. نمونه واضح آن طلحه و زبیر بودند.

نه حسین برای ایرانیان دلسوزی می کرد و نه یزید ما را به حساب انسانها می آورد. ولی در قلم تاریخ نگارن یا بهتر بگویم تاریخ سازان شیعه ظلمی که بر یزید رفته بی مانند است.

به خاطر عکس ها منو ببخشید.

 

|+| نوشته شده توسط کیوان در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384 و ساعت 15:46  
بالا